مرتضى مطهرى

35

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

قلمرو دارند هر چند محتواها احياناً متفاوت مىشود . ولى اگر نظر به مبدأ معرفت و شناخت داشته باشيم كه مبدأ شناخت يكى عقل و مبادى عقلى است و مبدأ شناخت ديگرى وحى و الهام ، مسلّماً جهان‌بينى مذهبى با جهان‌بينى فلسفى دو نوع است ؛ همچنانكه اگر محتواى جهانبينىها را در نظر بگيريم باز دو نوع است ، چيزى كه هست جهان‌بينى فلسفى انواعى دارد كه مسلّماً برخى از آنها مباينت كلّى با جهان‌بينى مذهبى دارد و برخى ديگر به نسبت زيادى توافق دارد . در برخى مذاهب ، مانند اسلام ، جهان‌شناسى مذهبى در متن مذهب رنگ فلسفى يعنى رنگ استدلالى و تعقّلى به خود گرفته است . در قرآن كريم و كلمات رسول خدا و امير المؤمنين و ساير ائمّهء اطهار عليهم السّلام به مقياس وسيعى در مسائل فكرى و اعتقادى از قبيل مبدأ و معاد با تكيه بر عقل ، استدلال و اقامهء برهان شده است ( 1 ) . از اين رو جهان‌بينى اسلامى در عين اينكه جهان‌بينى مذهبى است ، نوعى جهان‌بينى عقلانى فلسفى است . از مزاياى جهان‌بينى مذهبى كه جهان‌بينى علمى و جهان‌بينى فلسفى محض فاقد آن‌اند ، اين است كه علاوه بر جاودانگى و علاوه بر عموم و شمول ، قداست بخش است ، به اصول جهان‌بينى تقدّس مىبخشد . و با توجّه به اينكه ايدئولوژى بايد از حرارت ايمان برخوردار باشد و گرايش ايمانى به يك مكتب مستلزم حرمتى است در حدّ قداست ، روشن مىشود كه يك جهان‌بينى آنگاه تكيه‌گاه يك ايدئولوژى واقع مىشود كه رنگ و صبغهء مذهبى داشته باشد . از مجموع بيانات گذشته نتيجه مىشود كه يك جهان‌بينى آنگاه مىتواند تكيه‌گاه عالى و بىنقص يك ايدئولوژى قرار گيرد كه وسعت و استحكام تفكّر فلسفى و قدس و حرمت اصول مذهبى را داشته باشد . تئورى الهى و تئورى مادّى تفاوت جهان‌بينى الهى و جهان‌بينى مادّى در كجاست ؟ الهى چه مىگويد و

--> ( 1 ) . رجوع شود به مقدّمهء جلد پنجم اصول فلسفه و روش رئاليسم و به كتاب سيرى در نهج البلاغه فصل « توحيد و معرفت » .